امسال روز تولدم دقیقا مصادف با اولین روزیه که من و نازی می خوایم زیر سقف خودمون نفس بکشیم.
***
پریروز با صدای زنگ موبایلم از خواب بیدار شدم. مادرم در حالیکه نمی تونست جلوی گریه شو بگیره داشت خونه نو رو بهم تبریک می گفت. من هم به احمقانه ترین شکل ممکن سعی می کردم دلداریش بدم...