تبليغاتX
نسل سکوت
گفتنی ها کم نیست...من و تو کم گفتیم.

A   از عنوان پست کاملا تابلوست که قصد نوشتن درباره فاشیسم را دارم

 

Y   یکی از حسن های پیشنهاد نوشتن درباره فاشیسم این است که یادم می ندازد کتاب "تلقی فاشیستی..."من مدتهاست دست مرضیه است.(جون مادرتون این کتابای ما رو بردارید بیارید!)

 

E   احساس می کنم یکی از دلایلی که باعث شده دوستانم موضوع فاشیسم را برای نوشتن انتخاب کنند این باشد که طی چند سال اخیر در جامعه ما حساسیت افکار عمومی نسبت به خطر فاشیسم کم شده است. یاد تابستان ۸۱ بخیر!وقتی "تلقی فاشیستی از دین و حکومت" اکبر گنجی را خریدم، این کتاب در عرض کمتر از دو سال به چاپ هفتم رسیده بود. یاد آن تابستان داغ بخیر!...آن تابستان "هنوز داغ"!

 

R   روسو در "قرارداد اجتماعی" می نویسد: قدرتمندترین فرد نیز چندان قدرتمند نیست که همیشه سرور بماند مگر آنکه قدرت خود را به حق و فرمانبری را به وظیفه تبدیل کند.

 

S   شاید مهمترین عامل ظهور فاشیسم، نا امیدی از رسیدن به صلح پایدار باشد. انسان خشمگین و سرخورده از جنگ جهانی اول نه تنها صلح را وضعیتی غیر ممکن می داند، که دیگر به مطلوبیت آن نیز شک می کند. در چنین شرایطی قدرت نقشی کلیدی پیدا می کند و انسان به تقدیس دولت(که نمود عینی قدرت است) روی می آورد. در نتیجه انسان و جوامع انسانی صرفا بر مبنای قدرتی که دارند مهم می شوند.

 

V   وقتی از فاشیسم به عنوان اتفاقی که در دهه های ۲۰ و ۳۰ قرن بیستم به رهبری موسولینی روی داد صحبت می کنیم، منظورمان از قدرت، توانایی اعمال فشار سیاسی است. حال اگر به معانی گسترده تر قدرت توجه کنیم، می توانیم به ابعاد کمتر شناخته شده فاشیسم پی ببریم. به عنوان مثال با توجه به گفتمان غالبی که در یک جامعه وجود دارد (مثلا قرائتی خاص از مذهب) قدرت استفاده از زبان می تواند نقشی اساسی در ظهور فاشیسم داشته باشد. اینجا دیگر قدرت نمودی عینی ندارد و ما باید در ساختارهای نامرئی سراغش را بگیریم. یادآوری می کنم که این تنها یک مثال از قدرت است.

B   بقیه دوستانی که درباره فاشیسم نوشته اند: مصطفا  زهرا  محمود  مجید  مریم  آشنا  امیر  مرضیه 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 11:20  توسط ابوالفضل حاجی زادگان  |