معلم دست هایش را به هم زد و گچ ها را تکاند
پشت میزش رفت و گفت: بچه ها جمله خبری را تعریف کنید
بچه ها چیزی نگفتند.
بچه ها جمله پرسشی را تعریف کنید
بچه ها چیزی نگفتند.
بچه ها جمله عاطفی را تعریف کنید
بچه ها چیزی نگفتند.
بچه ها... جمله امری را تعریف کنید
همه دست ها بالا رفت.
۲ 
"من تا آن جا که در توان داشته باشم در مقابل فشارها و شکنجه های احتمالی نیروهای امنیتی مقاومت خواهم نمود، اما چنانچه فشارهای وارده بیش از توان بنده باشم پیشاپیش از کلیه دوستان و یاران دبستانی عذرخواهی می نمایم"
شب معنایی ندارد
جایی که هیچگاه روزی در کار نبوده است
آنها به حرفهای ما گوش نمی دهند
چرا که اتهام
چیز دیگریست
ما خشم آلوده فریاد می زنیم:
نفرین به پشت پرده
نفرین به روی پرده
نفرین به پرده!
****
آقای رئیس!
ما ستاره هایمان را جمع آوری می کنیم
ما می مانیم و
ستاره بازی می کنیم!