اشاره :
این مقاله در شماره های آینده نشریه طراوت ( دو هفته نامه داخلی استان تهران ) و نشریه نخست ( هفته نامه داخلی استان خراسان رضوی ) چاپ خواهد شد.
در فاصله کمتر از یک هفته اتفاق افتاد :
1-نامه غلامحسین الهام ، سخنگوی دولت به دادستان تهران جهت پیگیری اخبار رسانه ها درباره دولت
2- نوشته جنجال برانگیز فاطمه رجبی همسر آقای الهام درباره محمد خاتمی.
انگیزه نگارنده این سطور طرح این سوال است : چگونه است که اصلاح طلبان نسبت به مورد دوم انتقادات بسیار شدیدی را مطرح می کنند در حالی که به راحتی از کنار مورد اول عبور می کنند ؟
به هیچ وجه قصد ندارم تا به راحتی از کنار نوشته خانم رجبی بگذرم. قبول دارم که نوشته ایشان چیزی جز فحش نامه نبوده است. نیز معتقدم که این فحش نامه جای انتقاد فراوان دارد . اما مشکل اینجاست که متاسفانه در میان انتقاداتی که از جانب اصلاح طلبان به نوشته رجبی مطرح شده ، رگه ای از اصلاح طلبی دیده نمی شود . به سوالی که خبرنگار روزنامه آینده نو از الهام می پرسد توجه کنید : "چندی پیش ، زمانیکه در مورد اظهارات خانم رجبی درباره خاتمی ، هاشمی و کروبی از شما سوال شد ، بحث آزادی بیان را مطرح کردید . این در حالیست که پس از مدتی نامه ای راجع به رسانه ها به دادستان تهران نوشتید... آیا سخنان خانم رجبی در مورد آقای خاتمی افترا نیست؟"
خبر نگار به دنبال انتقاد از نوشته خانم رجبی است . اما شاید توجهی ندارد که هنگام مطرح کردن سوال نهاییش به طور ضمنی و ناخواسته ، اقدام سخنگوی دولت در اعلام جرم درباره خبر رسانه ها را نه تنها تایید کرده ، بلکه حتی بر پایه آن قصد زیر سوال بردن نوشته خانم رجبی را دارد .در حالیکه با انجام تغییر عمده در سوال اولیه اش می توانست چنین بپرسد : " آقای الهام ! در حالیکه همسر شما به راحتی از هر واژه ای برای فحاشی به خاتمی کمک می گیرد ، چرا شما با نوشتن نامه به دادستان تهران در برابر رویکرد نقادانه رسانه ها نسبت به دولت واکنش نشان دهید ؟ چرا وقتی چه قبل و چه بعد از دوران ریاست جمهوری خاتمی هر کسی به خود اجازه می دهد شدیدترین توهین ها را به ایشان بکند ، آقای احمدی نژاد توهین به ریاست جمهوری را جرم محرز می داند ؟ "
در واقع خبرنگار معتقد است حالا که رسانه ها حق انتقاد صریح از دولت را ندارند ، فاطمه رجبی نیز نباید آن نامه را می نوشت . در عرصه اقتصاد نیز ما شاهد این تفکر غلط هستیم که عدالت اقتصادی را " توزیع فقر به تساوی " تعریف می کند . ( تعبیر عامیانه : حالا که ما نداریم ، بقیه هم نداشته باشند ! )
سرمقاله روز پنج شنبه 16/6/85 روزنامه شرق با عنوان " مصونیت پولادین " به قلم حسین نصیری نیز نمونه ای دیگر از واکنش نسبت به مقاله خانم رجبی است . همان طور که از عنوان سر مقاله مشخص است ، آنچه در این نوشته مورد انتقاد نویسنده قرار گرفته است ، مصونیت پولادین و رشک بر انگیز (!) فاطمه رجبی است : "زبانی اینچنین گزنده ... بی تردید توهینی بزرگ ( و شاید غیر قابل بخشش ) است نه فقط به خاتمی و علاقه مندان به شخصیت او که به مردم ایران و نیز به تمامی بزرگان که در مراحل مختلف از او به نیکی یاد کرده اند از حضرت امام تا مقام رهبری و ... عجب مصونیت پولادین و رشک برانگیزی دارد این خانم رجبی!"
به خاطر دارم که سال گذشته آقای حسین الله کرم در پاسخ به گلایه های فردی از فحاشی های حاج منصور ارضی به دکتر سروش گفته بود: "این هم قسمتی از همان آزادی بیانی است که شما به دنبالش هستید." امروز هم غلامحسین الهام با عنوان آزادی بیان نوشته های همسرش را توجیه می کند .
بنده کاملا با این جوابها موافقم ، مشروط بر آنکه فردی که سروش وخاتمی را به باد فحش و ناسزا می گیرد ، خود نیز تحمل شنیدن چنین حرف هایی را داشته باشد.
در چنین حالتی اصلاح طلبان تنها دو راه پیش رو دارند. راه اول این است که عزم خود را برای سلب " مصونیت پولادین " از جناح مقابل جزم کرده و به دیگر بیان به دنبال" توزیع فقر به تساوی " باشند . البته نباید فراموش کنند که با انتخاب این راه مطمئنا باید عطای جامعه مدنی ، آزادی بیان و ... را به لقایش ببخشند و صرفا به فرا گرفتن هاله ای از نور در اطراف خاتمی ها و سروش ها دل خوش کنند.
اما راه دوم اینست که اصلاح طلبان نیز به دنبال "مصونیت پولادین" برای نقد جناح قدرت باشند. ( حالا که آنها دارند ما هم داشته باشیم )
به نظر می رسد متاسفانه اکثر اصلاح طلبان به طور خواسته یا نا خواسته راه اول را برگزیده و غافل از پیامدهای منفی درازمدت آن ، کماکان در طی این مسیر مصمم هستند .
احتمالا انتخاب کنندگان راه اول دلیل کار خود را این عنوان می کنند که بین "نقد" و "توهین" تفاوت وجود دارد . اما آیا همواره می توان مرز شفاف و مورد توافق عامی بین این دو تشخیص داد ؟ آیا بهتر نیست که با دادن "مصونیت پولادین" به همه گروهها و افراد مختلف قضاوت را به مردم بسپاریم ؟ مطمئنا با بالا رفتن تدریجی قدرت تشخیص مردم ، آنها بهتر و منصفانه تر می توانند مرز بین "نقد" و "توهین" را مشخص کنند.